Mohammad Foroughi's Blog

January 22, 2012

اسباب کشی به وبلاگ جدید

Filed under: Uncategorized — foroughi @ 8:34 pm
با توجه به اینکه مدتهاست wordpress فیلتر شده و اینکه به تازگی فیلترینگ سایت ها تشدید شده و احتمال میدم در آینده نزدیک هیچ مدل نتوان از فیلتر رد شد! وبلاگ ام را به اینجا منتقل کردم.

January 14, 2011

بت فروشی توی روز روشن

Filed under: Uncategorized — foroughi @ 11:06 am

January 4, 2011

Successfully installed debian squeeze on galaxy s

Thanks to this fine article, finally I could install a shiny squeeze on my rooted SGS.

The article is clear enough, there should be some minor modifications for it to work on samsung galaxy star:

1. replace every occurrence of lenny with squeeze (off course if you prefer squeeze over antique version)
2. replace every occurrence of “-t yaffs2 /dev/block/mtdblock3 /system” with “-t rfs /dev/block/stl9 /system”
3. delete lines corresponding to emmc folder mounting (there is no such folder in SGS)

no more modification is needed.

enjoy hacking with squeeze…

December 31, 2010

زیر 25 سال نیاد تو.شما یادتون نمیاد

Filed under: Uncategorized — foroughi @ 5:00 pm

شما یادتون نمیاد، وقتی سر کلاس حوصله درس رو نداشتیم، الکی مداد رو بهانه میکردیم بلند میشدیم میرفتیم گوشه کلاس دم سطل آشغال که بتراشیم

شما یادتون نمیاد، یک مدت مد شده بود دخترا از اون چکمه لاستیکی صورتیا می پوشیدن که دورش پشمالوهای سفید داره !

شما یادتون نمیاد، تیتراژ شروع برنامه کودک: اون بچه هه که دستشو میذاشت پشتش و ناراحت بود و هی راه میرفت، یه دفعه پرده کنار میرفت و مینوشت برنامه کودک و نوجوان با آهنگ وگ وگ وَََََگ، وگ وگ وَََََگ، وگ وگ وگ وگ، وگ…

شما یادتون نمیاد که کانال های تلویزیون دو تا بیشتر نبود، کانال یک و کانال دو

شما یادتون نمیاد، دوست داشتیم مبصر صف بشیم تا پای بچه ها رو سر صف جفت کنیم…
شما یادتون نمیاد، عیدا میرفتیم خرید عید، میگفتن کدوم کفشو میخوای چه ذوقی میکردیم که قراره کفشمونو انتخاب کنیم))) کفش تق تقی هم فقط واسه عیدا بود

شما یادتون نمیاد: خانوم اجازهههههههه سعیدی جیش کرددددددد

شما یادتون نمیاد، مقنعه چونه دار میکردن سر کوچولومون که هی کلمون بِخاره، بعد پشتشم کش داشت که چونش نچرخه بیاد رو گوشمون ))

شما یادتون نمیاد، بچه که بودیم وقتی میبردنمون پارک، میرفتیم مثل مظلوما می چسبیدیم به میله ی کنار تاب، همچین ملتمسانه به اونیکه سوار تاب بود نگاه میکردیم، که دلش بسوزه پیاده شه ما سوار شیم، بعدش که نوبت خودمون میشد، دیگه عمرا پیاده می شدیم

شما یادتون نمیاد، پاکن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی، بعد با طرف آبیش می خواستیم که خودکارو پاک کنیم، همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره می کرد یا سیاه و کثیف می شد.

شما یادتون نمیاد، وقتی مشق مینوشتیم پاک کن رو تو دستمون نگه میداشتیم، بعد عرق میکرد، بعد که میخواستیم پاک کنیم چرب و سیاه میشد و جاش میموند، دیگه هر کار میکردیم نمیرفت، آخر سر مجبور میشدیم سر پاک کن آب دهن بمالیم، بعد تا میخواستیم خوشحال بشیم که تمیز شد، میدیدیم دفترمون رو سوراخ کرده

شما یادتون نمیاد: از جلو نظااااااااااااااااام …
شما یادتون نمیاد، اون قدیما هر روزی که ورزش داشتیم با لباس ورزشی می رفتیم مدرسه… احساس پادشاهی می کردیم که ما امروز ورزش داریم، دلتون بسوزه

شما یادتون نمیاد، سر صف پاهامونو ۱۸۰ درجه باز می کردیم تا واسه رفیق فابریکمون جا بگیریم

شما یادتون نمیاد: آن مان نماران، تو تو اسکاچی، آنی مانی کَ. لا. چی

شما یادتون نمیاد، گوشه پایین ورقه های دفتر مشقمون، نقاشی می کشیدیم. بعد تند برگ میزدیم میشد انیمیشن

شما یادتون نمیاد، صفحه چپ دفتر مشق رو بیشتر دوست داشتیم، به خاطر اینکه برگه های سمت راست پشتشون نوشته شده بود، ولی سمت چپی ها نو بود

شما یادتون نمیاد، آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم درستون کجاست، اونا یه درس از ما عقب تر باشن

شما یادتون نمیاد، برای درس علوم لوبیا لای دستمال سبز میکردیم و میبردیم سر کلاس پز میدادیم

شما یادتون نمیاد، با آب قند اشباع شده و یک نخ، نبات درست میکردیم میبردیم مدرسه

شما یادتون نمیاد، تو راه مدرسه اگه یه قوطی پیدا میکردیم تا خود مدرسه شوتش میکردیم

شما یادتون نمیاد: دفتر پرورشی با اون نقاشی ها و تزئینات خز و خیل :دی

شما یادتون نمیاد، یه زمانی به دوستمون که میرسیدیم دستمون رو دراز میکردیم که مثلا میخوایم دست بدیم، بعد اون واقعا دستش رو دراز میکرد که دست بده، بعد ما یهو بصورت ضربتی دستمون رو پس میکشیدیم و میگفتیم: یه بچه ی این قدی ندیدی؟؟ (قد بچه رو با دست نشون میدادیم) و بعد کرکر میخندیدیم که کنفش کردیم

شما یادتون نمیاد تو دبستان وقتی مشقامونو ننوشته بودیم معلم که میومد بالا سرمون الکی تو کیفمونو می گشتیم میگفتیم خانوم دفترمونو جا گذاشتیم!!

شما یادتون نمیاد افسانه توشی شان رو!!

شما یادتون نمیاد: چی شده ای باغ امید، کارت به اینجا کشید؟؟ دیدم اجاق خاموشه، کتری چایی روشه، تا کبریتو کشیدم، دیگه هیچی ندیدم

شما یادتون نمیاد: شد جمهوری اسلامی به پا، که هم دین دهد هم دنیا به ما، از انقلاب ایران دگر، کاخ ستم گشته زیر و زبر…!!

شما یادتون نمیاد، برگه های امتحانی بزرگی که سر برگشون آبی رنگ بود و بالای صفحه یه “برگه امتحان” گنده نوشته بودن

شما یادتون نمیاد: زندگی منشوری است در حرکت دوار ، منشوری که پرتو پرشکوه خلقت با رنگهای بدیع و دلفریبش آنرا دوست داشتنی، خیال انگیز و پرشور ساخته است. این مجموعه دریچه ایست به سوی….. دیری دیری ریییییینگ : داااااستانِ زندگی ی ی ی -تیتراژ سریال هانیکو

شما یادتون نمیاد: یک تکه ابر بودیم، بر سینه ی آسمان، یک ابر خسته ی سرد، یک ابر پر ز باران

شما یادتون نمیاد، چیپس استقلال رو از همونایی که تو یه نایلون شفاف دراز بود و بالاش هم یه مقوا منگنه شده بود، چقدرم شور بود ولی خیلی حال میداد

شما یادتون نمیاد، با آب و مایع ظرفشویی کف درست میکردیم، تو لوله خالی خودکار بیک فوت میکردیم تا حباب درست بشه

شما یادتون نمیاد، هر روز صبح که پا میشدیم بریم مدرسه ساعت ۶:۴۰ تا ۷ صبح، رادیو برنامه “بچه های انقلاب” رو پخش میکرد و ما همزمان باهاش صبحانه میخوردیم

شما یادتون نمیاد: به نام الله پاسدار حرمت خون شهدا، شهدایی که با خون خود درخت اسلام را آبیاری کردند. این مقدمه همه انشاهامون بود

شما یادتون نمیاد، توی خاله بازی یه نوع کیک درست میکردیم به اینصورت که بیسکوییت رو توی کاسه خورد میکردیم و روش آب میریختیم، اییییی الان فکرشو میکنم خیلی مزخرف بود چه جوری میخوردیم ما )))

شما یادتون نمیاد: انگشتر فیروزه، خدا کنه بسوزه !

شما یادتون نمیاد، اون موقعها یکی میومد خونه مون و ما خونه نبودیم، رو در مینوشتن: آمدیم منزل، تشریف نداشتید!!

شما یادتون نمیاد، بچه که بودیم به آهنگها و شعرها گوش میدادیم و بعضی ها رو اشتباهی میشنیدیم و نمی فهمیدیم منظورش چیه، بعد همونطوری غلط غولوط حفظ میکردیم

شما یادتون نمیاد، خانواده آقای هاشمی رو که میخواستن از نیشابور برن کازرون، تو کتاب تعلیمات اجتماعی

شما یادتون نمیاد: دختره اینجا نشسته گریه می کنه زاری میکنه از برای من یکی رو بزن!! یه نفر هم مینشست اون وسط توی دایره، الکی صدای گریه کردن درمیآورد

شما یادتون نمیاد، با مدادتراش و آب پوست پرتقال، تارعنکبوت درست می کردیم

شما یادتون نمیاد، تابستونا که هوا خیلی گرم بود، ظهرا میرفتیم با گوله های آسفالت تو خیابون بازی میکردیم!! بعضی وقتا هم اونها رو میکندیم میچسبوندیم رو زنگ خونه ها و فرار میکردیم

شما یادتون نمیاد، وقتی دبستانی بودیم قلکهای پلاستیکی سبز بدرنگ یا نارنجی به شکل تانک یا نارنجک بهمون می دادند تا پر از پولهای خرد دو زاری پنج زاری و یک تومنی دوتومنی بکنیم که برای کمک به رزمندگان جبهه ها بفرستند

شما یادتون نمیاد، همسایه ها تو حیاط جمع می شدن رب گوجه می پختن. بوی گوجه فرنگی پخته شده اشتهابرانگیز بود، اما وقتی می چشیدیم خوشمون نمیومد، مزه گوجه گندیده میداد

شما یادتون نمیاد، تو کلاس وقتی درس تموم میشد و وقت اضافه میآوردیم، تا زنگ بخوره این بازی رو میکردیم که یکی از کلاس میرفت بیرون، بعد بچه های تو کلاس یک چیزی رو انتخاب میکردند، اونکه وارد میشد، هرچقدر که به اون چیز نزدیک تر میشد، محکمتر رو میز میکوبیدیم

شما یادتون نمیاد، دبستان که بودیم، هر چی میپرسیدن و میموندیم توش، میگفتیم ما تا سر اینجا خوندیم :دی

شما یادتون نمیاد، خانم خامنه ای (مجری برنامه کودک شبکه یک رو) با اون صورت صاف و صدای شمرده شمرده ش

شما یادتون نمیاد: سه بار پشت سر هم بگو: گاز دوغ دار، دوغ گازدار!! یا چایی داغه، دایی چاقه

شما یادتون نمیاد، صفحه های خوشنویسی تو کتاب فارسی سال سوم رو

شما یادتون نمیاد، قبل از برنامه کودک که ساعت پنج بعدازظهر شروع میشد، اول بیست دقیقه عکس یک گل رز بود با آهنگ باخ،،، بعد اسامی گمشدگان بود با عکساشون.. که وحشتی توی دلمون مینداخت که این بچها چه بلایی سرشون اومده؟؟ آخر برنامه هم نقاشیهای فرستاده شده بود که همّش رنگپریده بود و معلوم نبود چی کشیدند.
تازه نقاشیها رو یک نفر با دست میگرفت جلوی دوربین، دستش هم هی میلرزید!!
آخرش هم: تهران ولیعصر خیابان جام جم ساختمان تولید طبقه دوم، گروه کودک و نوجوان

شما یادتون نمیاد، یه برنامه بود به اسم بچه هااااا مواظبببببب باشییییییددددد (مثلا صداش قرار بود طنین وحشتناکی داشته باشه! بعد همیشه یه بلاهایی که سر بچه ها اومده بود رو نشون میداد، من هنوز وحشت چرخ گوشت تو دلمه. یه گوله ی آتیش کارتونی هم بود که هی این طرف اون طرف میپرید و میگفت:
آتیش آتیشم، آتیش آتیشم، اینجا رو آتیششش میزنم، اونجا رو آتیششش میزنم، همه جا رو آتیششش میزنم

شما یادتون نمیاد، قرآن خوندن و شعار هفته (ته کتاب قرآن) سر صف نوبتی بود برای هر کلاس، بعد هر کس میومد سر صف مثلا میخواست با صوت بخونه میگفت: بییییسمیلّـــَهی یُررررحمـــَنی یُرررررحییییییم

شما یادتون نمیاد، اون موقعی که شلوار مکانیک مد شده بود و همه پسرا میپوشیدن

شما یادتون نمیاد: بااااااا اجازه ی صابخونه (سر اکبر عبدی از دیوار میومد بالا)

شما یادتون نمیاد: تو دبستان سر کلاس وقتی گچ تموم میشد، خدا خدا میکردیم معلم به ما بگه بریم از دفتر گچ بیاریم
همیشه هم گچ های رنگی زیر دست معلم زود میشکست، بعدم صدای ناهنجار کشیده شدن ناخن روی تخته سیاه

شما یادتون نمیاد، یکی از بازی محبوب بچگیمون کارت جمع کردن بود، با عکس و اسم و مشخصات ماشین یا موتور یا فوتبالیستها، یا ضرب المثل یا چیستان …

شما یادتون نمیاد، قدیما تلویزیون که کنترل نداشت، یکی مجبور بود پایین تلویزیون بخوابه با پاش کانالها رو عوض کنه

شما یادتون نمیاد: گل گل گل اومد کدوم گل؟ همون که رنگارنگاره برای شاپرکها یه خونه قشنگه. کدوم کدوم شاپرک؟؟ همون که روی بالش خالهای سرخ و زرده، با بالهای قشنگش میره و برمیگرده، میره و برمیگرده.. شاپرک خسته میشه… بالهاشو زود میبنده… روی گلها میشینه… شعر میخونه، میخنده

شما یادتون نمیاد، اون مسلسل های پلاستیکی سیاه رو که وقتی ماشه اش رو میکشیدی ترررررررررررررترررررررررر ررر صدا میداد

شما یادتون نمیاد، خط فاصله هایی که بین کلمه هامون میذاشتیم یا با مداد قرمز بود یا وقتی خیلی میخواستیم خاص باشه ستاره می کشیدیم :دی

شما یادتون نمیاد: من کارم، مــــــــــَن کارم. بازو و نیرو دارم، هر چیزی رو میسازم، از تنبلی بیزارم، از تنبلی بیزارم. بعد اون یکی میگفت: اسم من، اندیشه ه ه ه ه ه، به کار میگم همیشه، بی کار و بی اندیشه، چیزی درست نمیشه، چیزی درست نمیشه

شما یادتون نمیاد: علامتی که هم اکنون میشنوید اعلام وضعیت قرمز است… قیییییییییییییییییییییییی یییییییییژژژژژژژ. و بعد بدو بدو رفتن تو سنگر، کیسه های شن پشت پنجره های شیشه ای، چسبهایی که به شیشه ها زده بودیم، صدای موشکباران، قطع شدن برق، و تاریکی مطلق، و بعد حتی اگه یک نفر یک سیگار روشن میکرد از همه طرف صدا بلند میشد: خامووووووش کن!!! خامووووووش کن!!!!

* حالا کی اینا رو یادشه …

September 15, 2010

Using ThinkPad SL300′s Fingerprint Sensor under debian

Filed under: Linux — Tags: , , , — foroughi @ 9:40 pm

Unfortunately IBM Lenovo SL300′s Fingerprint Sensor is not supported by ThinkFinger.

My Sensor Model is:147e:1000 Upek Biometric Touchchip/Touchstrip Fingerprint Sensor.

You can see your sensor’s model by lsusb command.

You must downlaod upek driver from here.

First you must install downloaded app:
dpkg -i PSforLinux0.1STD.RC3/debian5/ps-for-linux-0.1.deb

Then you must add this line at the very beginning of /etc/pam.d/common-auth:
auth sufficient pam_upek.so

That is all!

Now, you can enjoy fingerprint login in shell, gdm, xscreen saver and gnome screen saver!

August 12, 2010

گفتاري الهي از حضرت روح االه در آستانه ماه مبارک رمضان

Filed under: Islamic — Tags: , — foroughi @ 6:48 pm

صوم در حقيقت انقطاع و اجتناب از لذات دنياست

گفتار زير در آستانه ماه مبارك رمضان و در جلسه اخلاقي امام خميني(ره) براي طلاب ايراد شده و با بيان عرفاني و لطيف ايشان، برخي تذكرات مهم را گوشزد كرده است. این گفتار در کتاب جهاد اکبر یا مبارزه با نفس ص 36 منتشر شده است که طی آن حضرت امام(ره) پس از بحثی کوتاه درباره مناجات شعبانیه، سخنانی در باب آمادگی برای ماه رمضان ایراد می کنند که مشروح آن در پی می آید:

مردان آگاه الهي بايد پيش از فرا رسيدن ماه مبارك رمضان، خود را براي صومي كه در حقيقت انقطاع و اجتناب از لذات دنياست (و اين اجتناب به طور كامل، همان انقطاع الي الله مي‌باشد) آماده و مهيا كنند، كمال انقطاع به اين سادگي نمي‌شود، احتياج فوق‌العاده به تمرين، زحمت، رياضت، استقامت و ممارست دارد تا بتواند با تمام قوا از «ما سوي الله» منقطع شود و به غير خداوند توجهي نداشته باشد. تمام صفات وارسته انساني، در انقطاع كامل الي الله نهفته و اگر كسي بدان دست يافت، به سعادت بزرگي نايل شده است. ليكن با كوچك‌ترين توجه به دنيا، محال است «انقطاع الي الله» تحقق يابد و كسي كه بخواهد روزه ماه مبارك رمضان را با آن آدابي كه از او خواسته‌اند انجام دهد،‌ لازم است انقطاع كامل داشته باشد تا بتواند مراسم و آداب مهماني را به جا آورده و به مقام ميزبان تا آنجا كه ممكن است، عارف گردد.

طبق فرمايش حضرت رسول اكرم(ص) (بنا بر خطبه‌اي كه به آن حضرت منسوب است) همه بندگان ‌در ماه مبارك رمضان به مهماني خداوند تعالي دعوت شده‌اند و مهمان پروردگار خود مي‌باشند. آنجا كه مي‌فرمايد: «ايها الناس، انه قد اقبل اليكم شهر الله … و قد دعيتم فيه الي ضيافة الله …»

شما در اين چند روزي كه به ماه مبارك رمضان مانده به فكر باشيد، خود را اصلاح كرده، توجه به حق تعالي پيدا كنيد. از كردار و رفتار ناشايسته خود استغفار كنيد. اگر خداي نخواسته گناهي مرتكب شده‌ايد، قبل از ورود به ماه مبارك رمضان توبه نماييد. زبان را به مناجات حق تعالي عادت دهيد، مبادا در ماه مبارك رمضان از شما غيبتي، تهمتي و خلاصه گناهي سر بزند كه در محضر ربوبي با نعم الهي و در مهمانسراي باريتعالي آلوده به معاصي باشيد. شما در اين ماه شريف به ضيافت حق تعالي دعوت شده‌ايد: «دعيتم فيه الي ضيافة الله»، خود را براي مهماني با شكوه حضرت حق آماده سازيد؛ لااقل به آداب صوري و ظاهري روزه پايبند باشيد، (آداب حقيقي باب ديگري است كه به زحمت و مراقبت دايم نياز دارد)،‌معناي روزه فقط خودداري و امساك از خوردن و آشاميدن نمي‌باشد، از معاصي هم بايد خودداري كرد اين از آداب اوليه روزه مي‌باشد كه براي مبتدي‌هاست. (آداب روزه براي مردان الهي كه مي‌خواهند به معدن عظمت برسند غير از اين مي‌باشد). شما اقلا به آداب اوليه روزه عمل نماييد و همان‌طور كه شكم را از خوردن و آشاميدن نگه مي‌داريد، چشم و گوش و زبان را هم از معاصي باز داريد. از هم‌اكنون بنا بگذاريد كه زبان را از غيبت، تهمت، بدگويي و دروغ نگه داشته، كينه، حسد و ديگر صفات زشت شيطاني را از دل بيرون كنيد. اگر توانستيد «انقطاع الي الله» حاصل نماييد، اعمال خود را خالص و بي‌ريا انجام دهيد و از شياطين انس و جن منقطع شويد.

ليكن به حسب ظاهر از رسيدن و دست يافتن به چنين سعادت ارزنده‌اي مأيوس مي‌باشيم، اقلا سعي كنيد روزه شما مشفوع به محرمات نباشد، در غير اين صورت اگر روزه شما صحيح شرعي باشد، مقبول الهي نبوده و بالا نمي‌رود؛ بالا رفتن عمل و مقبوليت آن با صحت شرعي خيلي تفاوت دارد. اگر با پايان يافتن ماه مبارك رمضان در اعمال و كردار شما هيچ‌گونه تغييري پديد نيامد و راه و روش شما با قبل از ماه صيام فرقي نكرد، معلوم مي‌شود روزه‌اي كه از شما خواسته‌اند، محقق نشده است. آنچه انجام داده‌ايد، روزه عامه و حيواني بوده است.

در اين ماه شريف كه به مهمانسراي الهي دعوت شده‌ايد، اگر به حق تعالي معرفت پيدا نكرديد يا معرفت شما زيادتر نشد، بدانيد در «ضيافت‌الله» درست وارد نشديد و حق ضيافت را به جا نياورده‌ايد. نبايد فراموش كنيد كه در ماه مبارك كه «شهر الله» مي‌باشد و درهاي رحمت الهي به روي بندگان باز است و شياطين و اهريمنان به حسب روايت، در غل و زنجير به سر مي‌برند، اگر شما نتوانيد خود را اصلاح و مهذب نماييد، نفس اماره را تحت مراقبت و كنترل خود درآوريد، هواهاي نفسانيه را زير پا گذاشته، علاقه و ارتباط خويش را با دنيا و ماديت قطع كنيد. بعد از پايان يافتن شهر صيام مشكل است بتوانيد اين مسايل را به مرحله عمل درآوريد. بنابراين از فرصت استفاده كنيد و پيش از آنكه اين فيض عظمي سپري شود در مقام اصلاح تزكيه و تصفيه امور خود برآييد. خود را براي انجام وظايف ماه صيام آماده و مهيا سازيد. طوري نباشد كه پيش از فرا رسيدن شهر رمضان، همانند ساعت به دست شيطان كوك شده ـ در اين يك ماه كه شياطين در زنجيرند ـ شما به طور خودكار به معاصي و اعمال خلاف دستورات اسلام مشغول شويد. گاهي انسان عاصي و گناهكار بر اثر دوري از حق و كثرت معصيت، آنچنان در تاريكي و ناداني فرو مي‌رود كه ديگر نيازي به وسوسه شيطان ندارد. خود به رنگ شيطان درمي‌آيد. «صبغة الله» مقابل صبغة الشيطان است و كسي كه دنبال هواي نفس رفت و از شيطان متابعت كرد،‌ به تدريج به صبغه او درمي‌آيد.

شما تصميم بگيريد لااقل در اين يك ماه از خود مراقبت به عمل آوريد، از گفتار و كرداري كه خداوند تبارك و تعالي راضي نيست، اجتناب كنيد. از هم‌اكنون در همين مجلس با خداي خود عهد ببنديد كه در ماه مبارك رمضان از غيبت، تهمت و بدگويي نسبت به ديگران خودداري كنيد. زبان، چشم، دست، گوش و ديگر اعضا و جوارح را تحت اراده خود درآوريد. اعمال و اقوال خود را مراقبت نماييد، شايد همين عمل شايسته موجب گردد كه خداوند تبارك و تعالي به شما توجه فرموده، توفيق عنايت كند و پس از سپري شدن شهر صيام كه شياطين از زنجير رها مي‌گردند، شما اصلاح شده باشيد و ديگر فريب شيطان را نخوريد و مهذب گرديد.

باز تكرار مي‌كنم: تصميم بگيريد در اين سي روز ماه مبارك رمضان مراقب زبان، چشم، گوش و همه اعضا و جوارح خود باشيد و دايما متوجه باشيد اين عمل كه مي‌خواهيد انجام دهيد، اين سخني كه مي‌خواهيد بر زبان آوريد، اين مطلبي كه داريد استماع مي‌كنيد، از نظر شرع چه حكمي دارد؟ اين آداب اولي و ظاهري صوم است اقلا به اين آداب ظاهري صوم پايدار باشيد. اگر ديديد كسي مي‌خواهد غيبت كند، جلوگيري كنيد و به او بگوييد ما متعهد شده‌ايم كه در اين 30 روز ماه رمضان از امور محرمه خودداري ورزيم و اگر نمي‌توانيد او را از غيبت باز داريد، از آن مجلس خارج شويد ننشينيد و گوش كنيد، مسلمين بايد از شما در امان باشند، كسي كه ديگر مسلمانان از دست و زبان و چشم او در امان نباشد، در حقيقت مسلمان نيست؛ مسلمان ظاهري و صوري مي‌باشد و «لااله‌‌الاالله» صوري گفته است. اگر خداي نخواسته خواستيد به يكي جسارت كنيد اهانت نماييد و يا مرتكب غيبت شويد، بدانيد كه در محضر ربوبي هستيد، مهمان خداي متعال مي‌باشيد و در حضور حق تعالي به بندگان او اسائه ادب مي‌كنيد و اهانت به بنده خدا، اهانت به خداست. اينان بندگان خدا هستند. خصوصا اگر اهل علم بوده و در صراط علم و تقوي باشند.

گاهي مي‌بينيم كه انسان به واسطه‌ اين امور به جايي مي‌رسد كه در وقت مرگ، خدا را تكذيب مي‌كند، آيات الهي را منكر مي‌شود «ثم كان عاقبة الذين اسؤوا السوء ان كذّبوا بايات الله و كانوا بها يستهزؤون». اين امور به تدريج واقع مي‌شود. امروز يك نظر غيرصحيح، فردا يك كلمه غيبت و روز ديگر اهانتي به مسلمانان و… كم كم اين معاصي در قلب انباشته مي‌شود و قلب را سياه كرده، انسان را از «معرفة الله» باز مي‌دارد. تا آنجا كه همه چيز را انكار كرده و حقايق را تكذيب مي‌نمايد.

طبق بعضي آيات به تفسير برخي از روايات، اعمال انسان به رسول خدا(ص) و ائمه طاهرين(ع) عرضه مي‌شود و از نظر مبارك آنان مي‌گذرد. وقتي كه آن حضرت به اعمال شما نظر كنند و ببينند كه از خطا و گناه انباشته است، چقدر ناراحت و متأثر مي‌شوند؟ نخواهيد كه رسول خدا ناراحت و متأثر شوند، راضي نشويد كه قلب مبارك آن حضرت شكسته و محزون شود. وقتي آن حضرت مشاهده كنند كه صفحه اعمال شما مملو از غيبت و تهمت و بدگويي نسبت به مسلمانان مي‌باشد و تمام توجه شما هم به دنيا و ماديات است و قلوب شما از بغض، حسد، كينه و بدبيني به يكديگر لبريز شده، ممكن است در حضور خداي تبارك و تعالي و ملائكةالله خجل گردد كه امت و پيروان او نسبت به نعم الهي، ناسپاس بوده و اينگونه افسار گسيخته و بي‌پروا به امانت خداوند تبارك و تعالي خيانت مي‌كنند.

قلب انسان مانند آينه، صاف و روشن است و بر اثر توجه فوق‌العاده به دنيا و كثرت معاصي كدر مي‌شود. ولي اگر انسان لااقل، صوم را براي حق تعالي خالص و بي‌ريا انجام دهد (نمي‌گويم عباد است ديگر خالص نباشد، همه عبادات لازم است خالص و بي‌ريا انجام گيرد) اين عبادات را كه اعراض از شهوات، اجتناب از لذات و انقطاع از غيرخداست، در اين يك ماه به خوبي انجام دهد، شايد تفضل الهي شامل حال او شده و آينه قلبش از سياهي و كدورت زدوده شود و اميد است كه او را از عالم طبيعت و لذات دنيوي منحرف و منصرف سازد و آنگاه كه مي‌خواهد وارد شب قدر شود، نورانيت‌هايي را كه در آن شب براي اولياء‌ و مؤمنان حاصل مي‌شود به دست آورد.

و جزاي چنين روزه‌اي خداست، چنانكه فرموده است: «الصوم لي و انا اجزي به» چيز ديگري نمي‌تواند پاداش چنين روزه‌اي باشد. جنات نعيم در مقابل روزه او بي‌ارزش بوده، نمي‌تواند پاداش آن به حساب آيد.

ولي اگر بنا باشد كه انسان به اسم روزه، دهان را از مطعومات ببندد و به غيبت مردم باز كند و شب‌هاي ماه رمضان را كه مجالس شب‌نشيني گرم و داير بوده، وقت و فرصت بيشتري است با غيبت، تهمت و اهانت به مسلمانان به سحر برساند، چيزي عايد او نمي‌شود و اثري بر آن مترتب نمي‌گردد، بلكه چنين روزه‌‌داري آداب مجلس مهماني حق را رعايت نكرده و حق ولي نعمت خود را ضايع نموده است؛ ولي‌ نعمتي كه پيش از آفرينش انسان، همه‌گونه وسايل زندگي و آسايش را براي او فراهم كرده و اسباب تكامل را تهيه ديده است. انبياء ‌را براي هدايت فرستاد، كتاب‌هاي آسماني نازل فرموده است. براي رسانيدن انسان به «معدن عظمت» و «نور ابهج» قدرت داده، عقل و ادراك عنايت كرده، كرامت‌ها فرموده است و اكنون از بندگانش دعوت به عمل آورده كه به مهمانخانه او وارد شده، بر خوان نعمت او بنشينند و شكر و سپاس حضرتش را تا آنجا كه از دست و زبان آنان برمي‌آيد، ادا كنند.

آيا صحيح است كه بندگان از خوان نعمت او بهره‌مند شوند، از وسايل و اسباب آسايشي كه در اختيار آنان قرار داده استفاده كنند و با مولا و ميزبان خود مخالفت ورزند و بر ضد او قيام كنند؟ يا اسباب و وسايلي كه او به آنان ارزاني داشته عليه او و بر خلاف خواست او به كار برندۀ

آيا اين ناسپاسي و نمك‌نشناسي نيست كه انسان سر سفره مولاي خويش بنشيند و با اعمال و كردار گستاخانه و بي‌ادبانه خود، نسبت به ميزبان محترم كه ولي‌نعمت او نيز مي‌باشد، اهانت و جسارت كند و كارهايي را كه نزد ميزبان زشت و قبيح است مرتكب شود؟

August 7, 2010

Debian 6.0 “Squeeze” frozen

Filed under: IT news — Tags: , , — foroughi @ 6:29 am

Debian “Squeeze” has now been frozen.

In consequence this means that no more new features will be added and all work will now be concentrated on polishing Debian “Squeeze” to achieve the quality Debian stable releases are known for.

The upcoming release will use Linux 2.6.32 as its default kernel in the installer and on all Linux architectures.

New features of the upcoming release include:

* State of the art desktop environments, based on KDE 4.4.5, Gnome 2.30.0, LXDE 0.5.0, XFCE 4.6.2, X.org 7.5, OpenOffice.org 3.2.1 and many other applications.
* Stable and current versions of common server software such as Apache 2.2.16, PHP 5.3.2, MySQL 5.1.48, PostgreSQL 8.4.4 and Samba 3.4.
* Modern interpreters and compilers for all common languages such as Python 2.6 and 3.1, Perl 5.10, GHC 6.12 and GCC 4.4.
* DKMS, a framework to generate Linux kernel modules whose sources do not reside in the Linux kernel source tree.
* Dependency-based ordering of init scripts using insserv, allowing parallel execution to shorten the time needed to boot the system.

Debian 6.0 “Squeeze” will also be accompanied by variants based on the FreeBSD kernel for amd64 and i386 machines, together with the GNU libc and userland as a “technology preview”. Users of these versions however should be warned that the quality of these ports is still catching up with the outstanding high quality of our Linux ports, and that some advanced desktop features are not supported yet. However, the support of common server software is strong and extends the features of Linux-based Debian versions by the unique features known from the BSD world. This is the first time a Linux distribution has been extended to also allow use of a non-Linux kernel.

reference

March 26, 2010

چشم دکتر کاهانی روشن

امروز داشتم همینجوری توی وب چرخ می زدم که اتفاقی این صفحه را دیدم!

چشم دکتر کاهانی روشن!

با اجازه بزرگتر ها بنده شدم رییس مرکز آپای دانشگاه فردوسی!!!! و همچنین دبیر سمینار امنیت داده ها!!!

جالبه که از دید این خبرنگار (!!!؟؟؟!!!) بنده گفته ام که: «عده ای با ایجاد بدسکتور بقیه را هک می کنند»

حالا اشتباه آخر را میشه حمل بر کم اطلاعی خبرنگار دانست، ولی واقعا برای خبرگزاری رسمی یک مملکت زشته که بدون سوال کردن راجع به اینکه یه نفر چه کاره است درباره اش مطلب بنویسند.

بنده هیچ سمتی در آپا ندارم الا یک عضو ساده

رییس یا مدیر هیچ جا هم نیستم

——————
پی نوشت: به تازگی ایرنا صفحه مورد نظر را پاک کرده است

http://webcache.googleusercontent.com/search?q=cache:m8QF9AkjQF8J:www.irna.ir/View/FullStory/%3FNewsId%3D851309%26IdZone%3D4+%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF+%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%BA%DB%8C+site:irna.ir&cd=2&hl=en&ct=clnk&client=iceweasel-a

890602

March 10, 2010

شرح كليه مكاتب فكري بوسيله دو گاو

Filed under: Uncategorized — Tags: , — foroughi @ 7:47 am

سوسياليسم : دو گاو داريد. يکي را نگه ميداريد. ديگري را به همسايه خود مي دهيد.

کمونيسم : دو گاو داريد. دولت هر دوي آنها را ميگيرد تا شما و همسايه تان را در شيرش شريک کند.

فاشيسم : دو گاو داريد. شير را به دولت ميدهيد. دولت آن را به شما ميفروشد.

کاپيتاليسم : دو گاو داريد. هر دوي آنها را ميدوشيد. شيرها را بر زمين ميريزيد تا قيمتها همچنان بالا بماند.

نازيسم : دو گاو داريد. دولت به سوي شما تيراندازي ميکند و هر دو گاو را مي گيرد.

انارشيسم : دو گاو داريد. گاوها شما را ميکشند و همديگر را مي دوشند.

ساديسم : دو گاو داريد. به هردوي انها تيراندازي ميکنيد و خودتان را در ميان ظرف شيرها مي اندازيد
.
اپارتايد : دو گاو داريد. شير گاو سياه را به گاو سفيد ميدهيد ولي گاو سفيد را نمي دوشيد.

دولت مرفه : دو گاو داريد. آنها را ميدوشيد بعد شيرشان را به خودشان ميدهيد تا بنو شند.

بوروکراسي : دو گاو داريد. براي تهيه شناسنامه آنها هفده فرم را در سه نسخه پر ميکيد ولي وقت نداريد شير آنها را بدوشيد.

سازمان ملل : دو گاو داريد. فرانسه شما را از دوشيدن آنها وتو ميکند.امريکا و انگليس گاوها را از شير دادن به شما وتو ميکنند.نيوزلند راي ممتنع مي دهد.

ايده اليسم : دو گاو داريد. ازدواج ميکنيد. همسر شما آنها را مي دوشد.

رئاليسم : دو گاو داريد. ازدواج ميکنيد. اما هنوز خودتان آنها را مي دوشيد.

متحجريسم : دو گاو داريد. زشت است شير گاو ماده را بدوشيد.

فمينيسم : دو گاو داريد. حق نداريد شير گاو ماده را بدوشيد.

پلوراليسم : دو گاو نر و ماده داريد. از هرکدام شير بدوشيد فرقي نمي کند.

ليبراليسم : دو گاو داريد. آنها را نميدوشيد چون آزاديشان محدود مي شود.

دموکراسي مطلق : دو گاو داريد. از همسايه ها راي ميگيريد که آنها را بدوشيد يا نه.

سکولاريسم : دو گاو داريد. پس به خدا نيازي نداريد!!!

منبع

اضافات خودم:

سوفستاییسم: دو گاو دارید ولی دو گاو ندارید

شکاکیسم: نمی دانید که دو گاو دارید یا ندارید و اینکه نمیدانید را هم نمیدانید که نمیدانید یا میدانید

عرفانیسم: دو گاو دارید که هر دو فانی در وجود شما هستند و در واقع شما خودتان گاو هستید

—————————————————————————

پی نوشت: یک از دوستان با خواندن سطر آخر گفت: شما اهل فلسفه همیشه با عرفا لج هستید! در جواب این دوست خوبم (که تازه متاهل شده) باید عرض کنم: بنده به خلاف رشته تحصیلی ام شدیدا با آرای عرفایی مثل حضرت امام و همچنین محکمات و اقوال تحریف نشده محیی الدین عربی موافق ام.

ولی دلیل شوخی با عرفان این بود که معمولا عامه اهل ایمان با عرفا بد هستند و اینجور شوخی ها به کسی برنمی خورد! البته با توجه به جو سنگین مشهد بد و بیراه گفتن و حتی تکفیر فلاسفه (چه رسد به عرفا) نوعی فضیلت محسوب می شود.

از فلاسفه که بگذریم یک پله پایین تر متکلمین قرار دارند و شوخی کردن با آنها تقریبا مساوی است با دست انداختن خیل عظیمی از علما

گروه بعدی (مرتبه پایین تر) اهل ظاهر و محدثین هستند که ترک سخن در این مقام اولی است.

البته در ابتدای ارسال پست گریزی هم به شوخی با فلاسفه و متکلمین زدم ولی بعدا تصمیم گرفتم که زبانم را سبز نگه دارم

March 9, 2010

1024-bit RSA encryption cracked by carefully starving CPU of electricity

Filed under: IT news — Tags: , — foroughi @ 6:02 pm

Since 1977, RSA public-key encryption has protected privacy and verified authenticity when using computers, gadgets and web browsers around the globe, with only the most brutish of brute force efforts (and 1,500 years of processing time) felling its 768-bit variety earlier this year. Now, three eggheads (or Wolverines, as it were) at the University of Michigan claim they can break it simply by tweaking a device’s power supply. By fluctuating the voltage to the CPU such that it generated a single hardware error per clock cycle, they found that they could cause the server to flip single bits of the private key at a time, allowing them to slowly piece together the password. With a small cluster of 81 Pentium 4 chips and 104 hours of processing time, they were able to successfully hack 1024-bit encryption in OpenSSL on a SPARC-based system, without damaging the computer, leaving a single trace or ending human life as we know it. That’s why they’re presenting a paper at the Design, Automation and Test conference this week in Europe, and that’s why — until RSA hopefully fixes the flaw — you should keep a close eye on your server room’s power supply.

More info can be found here.

Older Posts »

Theme: WordPress Classic. Blog at WordPress.com.

Follow

Get every new post delivered to your Inbox.